دود مقدس

روایت زندگی تودرتوی شهری

دومین مجموعه داستان تالیفی شیوا مقانلو. 7 داستان خواندنی که رخدادهای روزمره زندگی امروزی را با نگاهی نو بررسی کرده و تعریفی جسورانه از زنانگی و زندگی می دهند. اسطوره ها اینجا هم حاضر اند. کتابی مناسب برای علاقمندان داستان کوتاه و ادبیات نوین ایران.

او گاه این پیچیدگی را در فضایی که می سازد ترسیم می کند و گاهی روایتش به طور خاص بیانگر این هزارتوی ناپیدای زندگی شهری و مدرن است. در کنار این امکانات بیانی، زبان و رویکردی که نویسنده به نثر دارد نیز می تواند محملی برای روایت این دنیای پیچیده باشد. اگر اینچنین به ماجرا نگاه کنیم شیوا مقانلو در کتاب «دود مقدس» تا حد زیادی موفق است. هرگاه او خود را فارغ از آنچه خواننده می خواهد، به نثری که روایت می طلبد وابسته کرده، می توان جرقه های توفیق یک اثر داستانی را به خوبی مشاهده کرد. این اتفاق را می توان در دو داستان «دود مقدس» به بررسی پرداخت.
    
    دو داستان «یک دوستی سه نفره» و «یک دوستی زنانه» طرح داستانی یکسانی دارند. هر دوی آنها روایت داستانی سه زن است که یکی از آنها نقش محوری دارد. مینو که ایفاکننده این نقش است، روایتگر خیانت ها، عشق ها، آشنایی ها، حسادت ها و خلاصه هر آن چیزی است که دنیای «ناز» و «آنا» را می سازد. او کمتر از خود چیزی می گوید و بیشتر از چیزهایی روایت می کند که برای دو زن دیگر روی می دهد یا داده است. نحوه آشنایی این جمع سه نفره در داستان اول چنین آمده است: «من و آنا و ناز هر سه دوست های چند ساله ایم، گیرم که دو به دو با هم صمیمی تر. نفر دوم این دو به دویی هم بیشتر منم. نه اینکه این سال ها جمع سه نفره را نداشتیم: اما با اینکه آن دو پیش از آشنایی با من دوست یکدیگر بوده اند، اما ظاهراً هر یک جفت مان از محفل دونفره یی که یک پایش من باشم، بیشتر استقبال کرده ایم.»در داستان «یک دوستی زنانه» همین موقعیت، یعنی طرح داستانی یک جمع سه نفره زنانه، از نگاه یک راوی سوم شخص روایت شده است که به هیچ وجه به تکامل نگاه اول شخص در داستان اول نیست: «ناز و آنا همدیگر را به واسطه مینو و از دور می شناسند. حداکثر دو بار دیداری بین شان دست داده، بار اول در یکی از سانس های نمایش فیلم جشنواره فجر سال 81 و بار دیگر در میهمانی آقای نفیسی، پیشکسوت محترم و مشهوری که صاحب یکی از خوشنام ترین گالری های نمایشی تهران است.» مقایسه میان همین دو نکته می تواند به شناخت نگاه داستان نویسی مقانلو کمک زیادی کند. او در داستان ، از نگاه اول شخص به ماجرا می نگرد و با آوردن جملاتی بلند و تودرتو به روایت یک ماجرای پیچیده می پردازد. راوی که ضلع سوم یک دوستی سه نفره زنانه است، رابطه یی پیچیده نیز با دو مردی دارد که هرکدام به یکی از دو زن دیگر می رسد: «اینکه من با سینا - همسر آنا - دقیقاً و کی آشنا شدم، برای خودم هم حلقه مفقوده یی است که پیداشدنش هم اهمیتی ندارد. یا در دفتر مجله «نمای نو» بود که برای نوشتن یک شماره تلفن خودکارش را به من قرض داد، یا در میهمانی شام یکی از نقاشان گالری دار و روبه موت بود که اول پایم را لگد کرد و بعد سیگارم را برایم آتش زد.»اینکه هر کدام از دو زن دیگر چه می خواهند اهمیت چندانی ندارد، مهم نگاهی است که این روابط پیچیده را با جملاتی به هم پیچیده شرح می دهد. این روایت با نگاه اول شخص که به طور قطع می تواند به جزئیاتی بیشتر اشاره کند، ساختاری بهتر می یابد. اما در قصه «یک دوستی زنانه» که روایتی سوم شخص از ماجرا است، بسیاری از جزئیات از دست می رود و سطح کار به هیچ وجه با قصه اول در یک سطح قرار نمی گیرد.

داستان انگلیسیMoon & Panther در مجله Eastlit

نقدها
"روایت زندگی تودرتوی شهری" – سجاد صاحبان زند- اعتماد

"در جستجوی یکپارچگی در متن" – لادن نیکنام- شرق

"داستان شهرهای دودی"- مصطفی رضیئی- سایت جشن کتاب

نقد فرهاد اکبرزاده

نقد مجتبا پورمحسن- ادیو زمانه

"فروپاشی ارزشهای مقدس" – فرحناز علیزاده
 

جلسات و نشست ها

نشست کانون ادبیات ایران. محمدرضا گودرزی- حسن اصغری- جواد جزینی
 

مصاحبه ها
"نقش خیانت در ادبیات داستانی"- مجتبی پورمحسن- رادیو زمانه
مصاحبه و چاپ داستان سر پیچ بعدی در نشریه شوفلادای لهستان ( لینک جانبی )
 

پی دی اف های پیوست شده

دریافت فایل

دریافت فایل

شیوا مقانلو

نویسنده : شیوا مقانلو

اطلاعات کتاب

نام فارسی دود مقدس
نام انگلیسی Holy smoke
سال انتشار 1385
انتشارات ققنوس
ویراستار نا مشخص
طراح جلد نا مشخص
شمارگان 1100 نسخه
جوایز نامزد جایزهٔ بهترین مجموعه از جایزهٔ پروین اعتصامی ـ برندهٔ تک‌داستان از جایزهٔ گلشیری
نویسنده شیوا مقانلو
نوع تالیف
شابک 978-964-311-666-8
خرید آنلاین
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
مطالب مشابه